لغت نامه دهخدا
( حوض آب ) حوض آب. [ ح َ ض ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )آبگیر. آبدان. || حوض آب و حوض ماهی. || کنایه از برج حوت که برج دوازدهم فلک است.( برهان ) ( آنندراج ). || آسمان. ( برهان ).
( حوض آب ) حوض آب. [ ح َ ض ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )آبگیر. آبدان. || حوض آب و حوض ماهی. || کنایه از برج حوت که برج دوازدهم فلک است.( برهان ) ( آنندراج ). || آسمان. ( برهان ).
( حوض آب ) آبگیر آبدان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سـر آفـتاب به آبادى رسيديم از حوض آب پرسيديم گفت در دو فرسخى است. لذا آببـرنـداشتيم مراعات الاغ، در واقع الاغ را در عوض خودمان دوست داشتيم و خوب توجه مىنموديم، چون حمل او را لم تكن ببالغيه الا بشق الا نفس له الحمد و الشكر.(55)
💡 هندوی گندا شدست اندر میان باغ ماغ نقرهٔ خارا شدست اندر میان حوض آب
💡 به این دلیل در آن منطقه از حوض آب استفاده میشود که اولاً رطوبت ساختمان را در آن منطقه مهیا سازد و ثانیاً گرد و غباری که با هوا وارد میشود، نیز به طریق حوض بر طرف میشود.
💡 چو رنج هجران در کوه سنگ تو بر تو چو زلف خوبان در حوض آب چین بر چین
💡 نزهت بستان و حوض آب و خاک سطح تست روضه ی فردوس و عین کوثر و ماء معین