معتنی به
متضادها
بیاعتنایی، بیتوجهی، بیاعتمادی
لغت نامه دهخدا
معتنی به. [ م ُ ت َ نا ب ِه ْ ] ( ع ص مرکب ) معتنابه. رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ فارسی
۱- آمچه که بدان توجه و اعتنا شده قابل اعتنائ. ۲- بسیار زیاد: مقدار معتنی به.
معتنابه
جمله سازی با معتنی به
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هستند شاه را خلفای دگر جز او لیکن به کام اوست دل شاه معتنی