فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) هیاهو کردن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) هیاهو کردن.
( مصدر ) داد و فریاد کردن قال و قیل کردن شلوغ کردن: و اگر کس صواب و خطای آن باز نمودی در خشم شدی و مشغله کردی و دشنام دادی.
هیاهو کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جایی که مضمحل کردن عینی گرایی حرکت تاریخی، در فاز اخیریش عبارتست از نابودی «فاعلیت»،(و با توجه به) عدم ظهور نوع جدید آن (فاعل جدید)، تجربهٔ فردی ضرورتاً بر مبنای همان فاعل قدیمی خواهد بود که حالا بهطور تاریخی سرکوب و محکوم شده، و با وجود اینکه هنوز «برای خود است»، اما دیگر «در درون خود» نیست. فاعل هنوز بهطور عمیقی احساس استقلال میکند، اما بطلان این احساس برای «فاعلها» را میتوان در اردوگاههای کار اجباری مشاهده کرد، جایی که مشغله، همین به دست گرفتن فرم فاعلی است.
💡 گرچه واژه زن جدید به عنوان عضوی از جامعه و نیروی کار در حال تبدیل شدن به یک شرکت انفعال تر در زندگی بود، ولی بیشتر در حال اجرا کردن استقلال خود در ناحیههای خانگی و خصوصی در ادبیات، تئاتر و دیگر نمایشهای هنری به تصویر کشیده میشد. نهضت حق رای قرن نوزدهم برای کسب کردن حقوق دموکراتیک زنان، شاخصترین تأثیر بر زن جدید بود. فرصتهای تحصیل و مشغله برای زنان با افزایش شهری و صنعتی شدن کشورهای غربی در حال زیاد شدن بود. نیروی کار «یقه صورتی» به زنان مرتبه ای در ناحیه تجاری و نهادی داد. در سال ۱۸۷۰، زنان در این شغلها تنها ۶٫۴ درصد از نیروی کار غیرکشاورزی ایالات متحده را تشکیل میدادند. تا سال ۱۹۱۰، این رقم به ۱۰ درصد و بعد از آن به ۱۳٫۳ درصد در سال ۱۹۲۰ افزایش پیدا نمود.