لغت نامه دهخدا
مسکن گاه. [ م َ ک َ ] ( اِ مرکب ) محل سکونت. جای باشش:
همتش بین و دل و جای و شناخت
کو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت.مولوی.
مسکن گاه. [ م َ ک َ ] ( اِ مرکب ) محل سکونت. جای باشش:
همتش بین و دل و جای و شناخت
کو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت.مولوی.
( اسم ) محل سکونت مسکن جایگاه: همتش بین و دل وجان و شناخت کو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت. ( مثنوی ) توضیح با اینکه مسکن اسم مکان است پسوند مکان فارسی بدان الحاق شده معبد جای.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او نیز گاه جودت، سازد سفینه مسکن تا جان ز موج دستت، بیرون برد بساحل
💡 دلم چون مسکن او شد از این است که گاهی شاد و گاه اندوهگین است
💡 خوبان شهر بین که در این مسکن من اند گه شمع بزم و گاه گل دامن من اند