لغت نامه دهخدا
مرهم گذاری. [ م َ هََ گ ُ ] ( حامص مرکب ) مرهم گذاشتن. مرهم نهادن. بستن داروهای نرم بر جراحت.
مرهم گذاری. [ م َ هََ گ ُ ] ( حامص مرکب ) مرهم گذاشتن. مرهم نهادن. بستن داروهای نرم بر جراحت.
مرهم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شها وقت است کز ایوان، گذاری پای در میدان؛ کنی بر دردها درمان، نهی بر زخمها مرهم