مخالفت عامه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مخالفت یکی از اخبار متعارض با آرای اهل سنت یا روایات منقول از آنها را مخالفت عامه گویند.
مخالفت عامه، از مرجحات سندی است که جهت صدور را تقویت می کند و به معنای مخالفت یکی از دو یا چند حدیث متعارض با اخبار منقول از عامه یا آرای علمای عامه بوده و سبب ترجیح خبر مخالف عامه، یا فتوای مخالف آنها می شود؛ برای مثال، اهل سنت، قرائت سور عزائم (سوره های دارای سجده واجب) را در نماز، جایز می دانند. اما در متون روایی شیعه دو روایت است که یکی قرائت سور عزائم را در نماز جایز می داند و دیگری جایز نمی داند. در مقام ترجیح، حدیث دوم را، چون مخالف نظریه عامه است، راجح و مقدم دانسته اند.
دلیل ترجیح
علت ترجیح خبر مخالف عامه هنگام تعارض اخبار این است که در خبر موافق عامه، احتمال تقیه وجود دارد، در حالی که در حدیث مخالف عامه چنین احتمالی وجود ندارد. هم چنین، روایتی از امام صادق علیه السّلام در این باره وجود دارد که از راوی سؤال می کند آیا می دانی چرا امر کردم به خلاف قول عامه عمل کنید؟ عرض کرد: خیر، فرمود: چون دشمنان و مخالفان حضرت علی علیه السّلام از خود آن حضرت نظر ایشان را می پرسیدند و پس از آگاهی از نظر ایشان، به عمد به خلاف آن فتوا داده و عمل می کردند.
عناوین مرتبط
معیار مخالفت عامه.

جمله سازی با مخالفت عامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مانیفست در تقابل با مخالفت‌های هنرمندان کلاسیک واقع‌گرا (هوادار کمال‌الملک) و مینیاتوریست ایرانی، و نیز هنرمندان توده‌ای طرفدار درک پذیر کردن هنر برای عامه بود. ضیاءپور خود به همراه محمود جوادی‌پور در کارگاه آندره لت با کوبیسم آشنا شدند.

💡 چهار نفر از اعضای شورای رضاخان، یعنی تقی‌زاده، مصدق، علاء و دولت‌آبادی، ضمن قدردانی از خدمات او، در مخالفت با مادهٔ ذکر شده سخنرانی کردند. اما با تصویب مجلس، احمدشاه از سلطنت خلع و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار شد. بیشتر اعضای طبقهٔ حاکمه از اقدام مجلس راضی بودند و فقط روحانیون علیه آن اقدامی نکردند که آن‌ها نیز به‌طور کلی تا زمانی‌که نظام سلطنتی بود و جمهوری نمی‌شد، مسئله را حیاتی نمی‌یافتند.[ز] قضاوت دربارهٔ نظر عامه مردم آسان نیست اما قابل ذکر است که آنان که رای موافق دادند، در انتخابات بعدی تهران رای نیاوردند. سفارت انگلیس به کنسول‌گری‌هایش دستور داد دربارهٔ نظر مردم گزارش‌هایی تهیه کنند و کنسول‌گری‌ها فقط نظر مردم در سیستان و یزد را هم‌سو با نمایندگان یافتند. مدت کوتاهی بعد از تصویب ماده واحده، رضاخان از ریاست وزرا استعفا داد و فروغی موقتاً جانشین او شد. قوای نظامی قصرهای سلطنتی را در دست گرفتند و ولیعهد به عراق فرستاده شد.[ژ] سه روز تعطیلی و جشن اعلام شد و رضاخان بیانیه‌ای صادر کرد. احمدشاه در تلگرافی خلع خود را به رسمیت نشناخت و تهدید کرد موضوع را به جامعه ملل خواهد کشاند، هر چند اعضای ارشد سلسله قاجار در ایران به رضاخان پهلوی تبریک گفتند.