محک زنی
مترادفها
آزمودن، امتحان کردن، سنجش، ارزیابی
فرهنگستان زبان و ادب
{benchmarking} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] آزمون توان پردازش سامانۀ رایانه ای، شامل سخت افزار و نرم افزار، با برنامه های استاندارد سنجش دقت و سرعت و کارایی و قابلیت اطمینان و هزینه
جمله سازی با محک زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محک اگر زنی از بهر امتحان ما را بدان که گشته به ما روز و روزگار محک