محک زنی
مترادفها
آزمودن، امتحان کردن، سنجش، ارزیابی
فرهنگستان زبان و ادب
{benchmarking} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] آزمون توان پردازش سامانۀ رایانه ای، شامل سخت افزار و نرم افزار، با برنامه های استاندارد سنجش دقت و سرعت و کارایی و قابلیت اطمینان و هزینه
جمله سازی با محک زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محک اگر زنی از بهر امتحان ما را بدان که گشته به ما روز و روزگار محک
💡 برای اطمینان از کیفیت محصولات تولید شده در کارخانه، تیم کنترل کیفیت باید فرآیند محک زنی دقیقی را بر روی تمامی قطعات قبل از بستهبندی نهایی انجام دهد.
💡 دانشمندان در آزمایشگاههای پیشرفته خود مشغول محک زنی فرضیات جدید علمی هستند تا از صحت نتایج به دست آمده پیش از انتشار مقالات در مجلات معتبر جهانی مطمئن شوند.
💡 سیستمهای امنیتی جدید باید تحت محک زنیهای مداوم و سخت قرار بگیرند تا بتوانند در برابر حملات سایبری پیچیده و پیشرفتهای که روز به روز افزایش مییابند، ایستادگی کنند.