فرهنگستان زبان و ادب
{movement credit} [علوم نظامی] مجوزی که به یک یا چند وسیلۀ نقلیه داده می شود تا تحت نظارت و در زمان مقرر، براساس دستورعملِ جابه جایی، در مسیری مشخص حرکت کنند
{movement credit} [علوم نظامی] مجوزی که به یک یا چند وسیلۀ نقلیه داده می شود تا تحت نظارت و در زمان مقرر، براساس دستورعملِ جابه جایی، در مسیری مشخص حرکت کنند
💡 ریزلولهها به عنوان اجزای ساختاری یاختهها در بسیاری از کارهای آنها مانند رشتمان، تقسیم سیتوپلاسم و جابه جایی و ترابری ریزکیسهها شرکت میکنند.
💡 این خودرو برای جام جهانی فوتبال ۱۹۷۴ در آلمان غربی، برای جابه جایی اعضای تیم استفاده شد.