لغت نامه دهخدا
مجلس افروزکردن. [ م َ ل ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجلس افروزی کردن. روشن و منور کردن مجلس و محفل:
شبی کآسمان مجلس افروز کرد
شب از روشنی دعوی روز کرد.نظامی.و رجوع به ماده بعدو مجلس افروز شود.
مجلس افروزکردن. [ م َ ل ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجلس افروزی کردن. روشن و منور کردن مجلس و محفل:
شبی کآسمان مجلس افروز کرد
شب از روشنی دعوی روز کرد.نظامی.و رجوع به ماده بعدو مجلس افروز شود.
روشن و منور کردن مجلس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که اندر جنت المأوی بود روز بود این شمس آنجا مجلس افروز
💡 امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان کان ماه مجلس افروز زیب صدارت آمد
💡 مجلس افروز به تو باغ تو امروز شها مجلس نو کن و نو گیر و می نوش گوار
💡 چو شد خورشید شمع مجلس روز زلیخا همچو خور شد مجلس افروز
💡 به دورش جام عشرت مجلس افروز به عهد او بود هر روز نوروز
💡 به ترتیب جهان بودی شب و روز گهی لشکر کش و گه مجلس افروز