لغت نامه دهخدا
متقی با. [ م ُت ْ ت َ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) المتقی لله. رجوع به متقی شود.
متقی با. [ م ُت ْ ت َ بِل ْ لاه ] ( اِخ ) المتقی لله. رجوع به متقی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده کش دوزخیان، بهتر ازین متقیان کز پی خلد برین طاعت معبود کنند
💡 درجه سوم ورع پرهیزگاران است که ایشان را متقیان گویند و این آن بود که آنچه نه حرام بود و نه شبهت، بلکه حلال مطلق باشد، ولیکن بیم آن بود که از آن در شبهتی دیگر افتد یا در حرامی، از آن نیز دست بدارد.
💡 هرکه مهر آرد بدیشان متقی است هرکه در دل کینشان کبر و شقی است
💡 ۲. درک عکس، مترجم: کریم متقی. انتشارات زبان تصویر، ۱۳۹۳، ۲۳۲ صفحه.
💡 تعقیب سایهها فیلمی به کارگردانی علی شاهحاتمی و نویسندگی رضا متقیان ساختهٔ سال ۱۳۶۹ است.
💡 فرهنگ معین پارسا را چنین معنا کردهاست: «آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد؛ پرهیزکار، پاکدامن، زاهد، متقی، دیندار، متدین، مقدس.»