کلمه «مانند شدن» در زبان فارسی به معنای شبیه شدن یا مشابه شدن به چیزی است. این عبارت معمولاً به فرآیند تبدیل یا تغییر اشاره دارد که در آن یک شخص، شی یا وضعیت به ویژگیها، خصوصیات یا حالتهای یک چیز دیگر نزدیک میشود. «مانند شدن» میتواند در زمینههای مختلفی به کار رود؛ به عنوان مثال، در توصیف رفتارهای انسانی که فردی سعی میکند خود را به دیگران نزدیک کند یا به الگویی خاص تبدیل شود. همچنین، در ادبیات و هنر، این عبارت میتواند به تقلید از سبک یا تکنیکهای دیگران اشاره داشته باشد. به عنوان نمونه، یک هنرمند ممکن است در آثارش تلاش کند تا مانند یک استاد بزرگ شود. این مفهوم همچنین میتواند در بحثهای اجتماعی و فرهنگی به کار رود، جایی که افراد یا گروهها سعی در مشابه شدن به یکدیگر دارند. به طور کلی، «مانند شدن» به فرآیند تطابق و نزدیکی به دیگران یا به یک ایده خاص اشاره دارد و میتواند ابعاد مختلفی از زندگی فردی و اجتماعی را در بر بگیرد.
مانند شدن
لغت نامه دهخدا
مانند شدن. [ ن َن ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) شبیه گردیدن. مماثلت. مشابهت. تشابه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): آنچه مردم بخورد اندر معده نیم پخته شود و از معده به جگر اندر آید و اندر جگر خون گردد و از جگر به رگها اندر آید و به هر اندامی از اندامهای یکسان نصیبی برسد و مانند آن شود. ( ذخیره خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً ). هرآنگه محسوس حاضر بود حساس مانند او شود به فعل. ( مصنفات بابا افضل ).
- مانند چیزی شدن؛ تمثل. ( ترجمان القرآن ).
- مانند شدن کسی را؛ تقیل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شبیه گردیدن: هر آنگه محسوس حاضر بود حساس مانند اوشود بفعل.