لغت نامه دهخدا
ماشین کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به وسیله ماشین تحریر مطلبی را نوشتن. || بریدن زیادتیهای موی سر و ریش با ماشین سلمانی. کوتاه کردن موی با ماشین سلمانی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دوختن پارچه ای با چرخ خیاطی. چرخ کردن.
ماشین کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به وسیله ماشین تحریر مطلبی را نوشتن. || بریدن زیادتیهای موی سر و ریش با ماشین سلمانی. کوتاه کردن موی با ماشین سلمانی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دوختن پارچه ای با چرخ خیاطی. چرخ کردن.
( مصدر ) بوسیل. ماشین تحریر مطلبی را نوشتن تایپ کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درواقع با اضافه کردن فیبر، چسب و فشار در حین پروسه تولید اوراق سنگین تر تولید میشود، افزایش دانسیته قابلیتهای ماشین کاری و سطح سازی (رنگ، روکش و…) را افزایش میدهد و نیز خصوصیات مکانیکی و فیزیکی امدیاف نیز بهبود مییابد. از موارد استفاده این نوع امدیافهای سنگین (HDF) عبارتند از کفپوشها، پلهها، قفسههای صنعتی، میز کار و…
💡 در دستگاههایی همچون جرثقیل، مخلوطکن بتن، ماشینهای کشاورزی، کامیونها، تریلرها، برجهای انتقال قدرت، میلهای ریزآلیاژی با حداقل قدرت ۵۰٬۰۰۰ تا ۷۰٬۰۰۰ استفاده میشوند. شکلدادن، کندهکاری، اره کردن و انجام ماشینکاریهای دیگر بر روی ریزآلیاژها ۲۵ تا ۳۰ درصد بیشتر از فولادها انرژی میبرد.
💡 بعد از جنگ جهانی دوم، اکثر کشورهای اروپای غربی مالیاتی را برای سوخت تعیین کردن تا واردات را محدود کنند و در نتیجه اکثر ماشینها در اروپا کوچکتر و مقرون به صرفه تر از ماشینهای آمریکایی ساخته شدند. تا اواخر دهه ۱۹۶۰ افزایش درآمدها حامی افزایش سایز خودروها بود.