لنگه بز

لغت نامه دهخدا

لنگه بز. [ ل َ گ َ ب ُ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان ارشن بخش مرکزی شهرستان مشگین شهر، واقع در 48هزارگزی خاور خیاو و 8هزارگزی شوسه گرمی به اردبیل. کوهستانی و معتدل. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهر جزئ دهستان ارشن بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر.

جمله سازی با لنگه بز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از فتح لنگه در سال ۱۳۱۶ق/ ۱۸۹۹م توسط احمد خان دریابیگی، حاکمیت ایران بر لنگه و توابع تثبیت شد، اما همه از این امر راضی نبودند. به عنوان مثال در روزنامه وقایع اتفاقیه آن دوره به تاریخ ۱۷ اسفند ۱۲۷۷ خورشیدی (۲۵ شوال ۱۳۱۶ ق) آمده‌است:

💡 اما حضرت جوابى نداد تا از و صله كردن خود فارغ گرديد. سپس هر دو لنگه كفش راكنار يكديگر قرار داد و فرمود: اينها را قيمت كن عرض كردم: اينها ارزشى ندارد.

💡 لنگه کفش نام سومین آلبوم غیر رسمی محسن چاوشی است. پس از انتشار آلبوم "خودکشی ممنوع" چندین کار به شکل غیر رسمی و ترک به ترک منتشر شد.

💡 بندرمقام، روستایی در دهستان مقام بخش شیبکوه شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است. این روستا، مرکز دهستان مقام است.

💡 بندرشناس، روستایی در دهستان مغویه بخش مرکزی شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان ایران است.

💡 این تندیس، «معروفت‌ترین تندیس دانمارک» است و بر روی صخره‌ای در کنار ساحل کپنهاگ در منطقه‌ای به نام لنگه لَینیه نصب شده‌است.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز