لطیفه گفتن
مترادفها
شوخی کردن، بذلهگویی کردن
متضادها
جدی بودن
لغت نامه دهخدا
لطیفه گفتن. [ ل َ ف َ / ف ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کلامی مختصر در غایت حسن و خوبی ادا کردن:
به یکی لطیفه گفتن ببری هزار دل را
نه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری.سعدی.
فرهنگ فارسی
گفتن سخن نغز و نیکو
جمله سازی با لطیفه گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولین بار در سال ۱۹۸۹ بود که جیمی با درخواست نامزدش، شروع به گفتن لطیفه در باشگاههای شبانه کرد. در آنجا جیمی متوجه شد که کمدینهای خانم را زودتر از کمدینهای مرد به روی صحنه میبرند و این شد که نام جیمی فاکس را برای خودش انتخاب کرد به این گمان که این نام معنیای دو سویه داشته و نوعی مخالفت با این رویه بود. البته او نام فاکس را بخاطر احترام، از روی نام کمدینی به نام رد فاکس برداشت.