لاغر سرین

لغت نامه دهخدا

لاغرسرین. [ غ َ س ُ ] ( ص مرکب ) اَرْسَح. رَسحاء؛ زن لاغرسرین. اَرصع؛ آنکه سرین لاغر دارد. مصواء؛ زن لاغرسرین. رَسح؛ لاغری سرین و لاغری هر دو ران. هزلاع؛ بچه گرگ لاغرسرین که از کفتار پیدا شود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آنکه سرین باریک دارد. آنکه لگن خاصره اش لاغر باشد مقابل فربه سرین.

جمله سازی با لاغر سرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لعبت لاغر میانی دلبر فربه سرین قامتت را سرو جفت و صورتت را مه قرین

💡 بلند کوهه و کوتاه پشت و کوه سرین کشیده گردن فربه تن میان لاغر

💡 بتی فربه سرین لاغر میان است چه می گویم میانش بی نشان است

💡 بت لاغر میان فربه سرین بود برخ چون گل بلب چون انگبین بود

💡 باشد این شهسوار بهتر ازین صد هزار توسن فربه سرین تازی لاغر میان

💡 عشقم ز حسن تو چو سرین تو فربه است صبرم ز عشق تو چو میان تو لاغر است

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز