لغت نامه دهخدا
قوچ خر. [خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، سکنه آن 248 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، میوه جات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
قوچ خر. [خ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، سکنه آن 248 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، میوه جات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
دهی از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار.
💡 این روستا در دهستان قوچان عتیق قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۱۰۴ نفر (۲۲ خانوار) بوده است.
💡 این روستا در دهستان قوچان عتیق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۵ نفر (۶۴خانوار) بودهاست.
💡 زابلیمحله قوچمراد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ایران.
💡 این روستا در دهستان قوچان عتیق قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۱۴۷ نفر (۳۱ خانوار) بوده است.
💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش باجگیران شهرستان قوچان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۰۴۵۰ نفر بوده است.