قوه مولده

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فعل این قوه عبارت از این است که از جسمی که در آن است جزئی مشابه را برگرفته در آن به کمک اجسام دیگر تصرفی می کند تا آن جزء را شبیه آن جسم کند در این فعل، قوه مصوره به قوه مولده خدمت می کند.
قوه مولده (زایش ده): «هی قوة تاخذ من الجسم الذی هی فیه جزء هو شبیهة بالقوة فتفعل فیه باستمداد اجسام اخری تتشبه به من التخلیق والتمزیج ما یصیره شبیها به بالفعل.» فعل این قوه عبارت از این است که از جسمی که در آن است جزئی مشابه را برگرفته در آن به کمک اجسام دیگر تصرفی می کند تا آن جزء را شبیه آن جسم کند در این فعل، قوه مصوره به قوه مولده خدمت می کند.
غایات سه قوه نباتی
شیخ رحمه الله برای سه قوه نباتی غایاتی ذکر می کند که به ترتیب عبارت است از: حفظ جوهر شخص، اتمام جوهر شخص و بقاء نوع:«وبالجملة فان القوة الغاذیة مقصودة لیحفظ بها جوهر الشخص والقوة النامیة مقصودة لیتم بها جوهر الشخص والقوة المولدة مقصودة لیستبقی بها النوع.» در زمینه نفس نباتی و قوای آن مباحث مبسوطی مطرح شده است از قبیل ماهیت غذا، اثبات هر قوه و تغایر آن، مراتب قوای نباتی، مواضع و آلات هر کدام، خون، روده و ارتباط قوا با نفس حیوانی و انسانی که به بحث ما ارتباطی ندارد.
نفس حیوانی
نفس حیوانی در تقسیم نخست دارای دو قوه است: قوه مدرکه یا اندریابای و قوه محرکه یا کنایی و یا جنباننده؛ به دیگر سخن، یک دسته از قوای حیوانی منشا تحریکند و دسته دیگر مبدا ادراک و از این جاست که می گویند ادراک و تحریک (ارادی) از خصایص حیوان است و تغذیه و نمو و تولیدمثل از ویژگی های گیاه. پیداست که تحریک و ادراک را به نفس قوه نسبت داده اند یعنی محرک و مدرک را قوه دانسته اند.
← قوه محرکه
...

جمله سازی با قوه مولده

💡 (فعاليت خاصه انسان كه او را از ساير حيوانات ممتاز مى كند، تماما مربوط به كاستنقيود اسارت او در چنگال طبيعت است. تا وقتى كه انسان مجبور بود تمام اوقات خود راصرف فراهم كردن غذاى خود كند، نمى توانست قسمت زيادى از نيروى خود را در جنگ ياسياست يا الهيات يا علوم به كار برد. اين امور،محصول قوه مولده كار و ناشى از تفاضل مقدار توليد يك فرد بر مقدار غذاى مصرفىاوست. هر چه اين تفاضل زيادتر شود. امكان اين كه انسان وقت خود را به فرهنگ ياساير تجملات اختصاص دهد، بيشتر مى شود.) (1050)

💡 بلكه نظام تمامى موجودات عالم به همين منوال جريان دارد، هر غايت و هدفى كه مطلوب وهر سعادتى كه مقصود باشد، طريق مخصوصى دارد كه جز از آن طريق راه به آن بردهنمى شود، و پيمودن غير آن مسيرى كه نظام كون براى رسيدن به هر هدفى تعيين نمودهدر حقيقت اسباب رسيدن به آن را عاطل و راه طبيعى رسيدن به آن راباطل كردن است، و معلوم است كه عاطل گذاردن آن وباطل كردن اين، ابطال جميع سببهائى است كه مربوط و متعلق به آن است و عينا شبيهانسانى است كه بخواهد بقاى در زندگى را از غير راه گرفتن غذا و لقمه كردن وجويدن و هضم آن تامين نمايد، همانطورى كه چنين شخصى دستگاه تغذيه و جهاز هاضمهخود را عاطل گذارده و در نتيجه انحرافى در قوه رشد دهنده و مولده خود پديد مى آورد،همچنين است كسى كه بخواهد براى رسيدن به هدفى راه را گذاشته از بيراهه برود.

تفنگ یعنی چه؟
تفنگ یعنی چه؟
دمق یعنی چه؟
دمق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز