قوم حضرت شعیب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قوم شعیب به جای این که به دعوت مهرانگیز و منطقی شعیب (علیه السّلام) گوش فرا دهند و برای تامین سعادت دنیا و آخرت خود، از او اطاعت کنند، لجاجت کردند و با کمال گستاخی و بی پروایی در برابر او ایستادند و گروه اندکی از مردم ایمان آوردند ولی اکثریت آنها بر اثر غرور و سرکشی سزاوار عذاب سخت الهی گشتند.
یکی از پیامبران خدا حضرت شعیب (علیه السّلام) است که نام او در قرآن یازده بار آمده است. خداوند او را به سوی مردم مَدْین و اَیکه فرستاد تا آنها را به یکتاپرستی و آیین خدایی دعوت نماید و از بت پرستی و فساد اخلاقی نجات بخشد.
← نسب حضرت شعیب
از بعضی از روایات و گفتار مفسّران و قرائن استفاده می شود که شعیب (علیه السّلام) از طرف خدا به سوی دو قوم (قوم مَدْین و قوم اَیکه) فرستاده شد، هر دو قوم از اطاعت او سرکشی نمودند و هر کدام به یک نوع عذاب سخت گرفتار شدند. مَدْین شهری بود که در سرزمین معان، نزدیک شام، در قسمت انتهایی حجاز قرار داشت، مردم آن علاوه بر بت پرستی و فساد اخلاقی، در داد و ستدها خیانت و کلاه برداری می کردند، کم فروشی و خیانت در خرید و فروش حتی کم نمودن طلا و نقره در سکه های پول، در میانشان رایج بود، و به خاطر حبّ دنیا و ثروت اندوزی، به نیرنگ و حیله دست می زدند و به انواع تباهی های اجتماعی خو گرفته بودند. ایکه نیز قریه ای آباد و پر درخت در نزدیک مدین بود، مردم آن جا نیز هم چون مردم، مَدْین غرق در فساد بودند. خداوند از میان مردم مَدْین، حضرت شعیب (علیه السّلام) را به پیامبری برانگیخت تا آنها و مردم اطراف را از لجن زار تباهی ها برهاند و به سوی توحید و صفا و صمیمیت دعوت نماید. «وَ اِلی مَدْیَن اَخاهُمْ شُعَیْباً» حضرت شعیب (علیه السّلام) با منطق و استدلال و شیوه های حکیمانه و مهرانگیز، قوم خود را به سوی خدا و عدالت دعوت می کرد، بیان او به قدری جالب و جاذب و گیرا بود که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «کانَ شُعَیبٌ خَطِیبُ الْانبِیاءِ؛ شعیب (علیه السّلام) خطیب و سخنران در بین پیامبران بود.»
بیانات شعیب در هدایت قوم
«ای قوم من! خدا را پرستش کنید که جز او معبود دیگری برای شما نیست، پیمانه و وزن را در خرید و فروش کم نکنید، دست به کم فروشی نزنید، من هم اکنون شما را در نعمت می بینم، ولی از عذاب روز فراگیر بر شما بیمناک هستم. ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر کالاهای مردم عیب نگذارید، و از حق آنان نکاهید، و در زمین به فساد و تباهی نکوشید. آن چه خداوند از سرمایه های حلال برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید، و من پاسدار شما (و مامور بر اجبارتان به ایمان) نیستم.» ای قوم من! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکارتری از پروردگارم داشته باشم و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد (آیا می توانم بر خلاف فرمان خدا رفتار کنم؟) من هرگز نمی خواهم چیزی را که شما را از آن باز می دارم، خودم مرتکب شوم، من جز اصلاح ـ تا آن جا که توان دارم ـ نمی خواهم، و توفیق من جز به خدا نیست، بر او توکّل کردم و به سوی او باز می گردم. ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح گرفتار شدند، گرفتار شوید، و ماجرای عذاب قوم لوط از شما چندان دور نیست، از درگاه پروردگار خود آمرزش بطلبید، و به سوی او باز گردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است. ای قوم من! آیا قبیله کوچک من، نزد شما عزیزتر از خداوند است؟ در حالی که فرمان او را پشت سر انداخته اید، پروردگارم به آن چه انجام می دهید آگاهی دارد. ای قوم من! هر کاری از دستتان ساخته است انجام دهید، من هم کار خود را خواهم کرد! و به زودی خواهید دانست که عذاب خوار کننده به سراغ چه کسی خواهد آمد و چه کسی دروغگو است. شما انتظار بکشید و من هم در انتظارم.»
لجاجت و گستاخی قوم شعیب
...

جمله سازی با قوم حضرت شعیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (و انـهـم لفـى شـك مـنه مريب ) - يعنى قوم حضرت موسى (عليه السلام ) نسبت بهكـتـاب مـوسـى در شـكـى ريـب آور بـودنـد، ايـن را بـدان جـهـت مـى فرمايد تا خاطر خطيررسـول خـدا (صـلّى اللّه عـليه و آله و سلّم ) را نسبت به آنچه از قوم خود مى بيند تسليتدهد.

💡 چنين ايمان و التزامى نظير ايمان كسى است كه خداى سبحان بر او منت مى گذارد و چشم برزخى او را در لحظه اى باز كرده، تجسّمى از كردارهاى زشت او را به وى نشان مى دهد و چنين ارائه اى سبب ايمانى تازه و پيمانى جديد بر اطاعت او مى شود؛ نظير آنچه براى قوم حضرت يونس پيش آمد كه پس از مشاهده نشانه هاى عذاب الهى به حضرت يونس ايمان آوردند و ايمان آنان نيز سودمند واقع شد.

💡 اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم حضرت موسى عليه السلام است كهحضرت موسى عليه السلام آنها را از ميان قوم خود برگزيد و با خود به طور سينابرد تا بر جريان گفتگوى او با خدا و گرفتن الواح از جانب خدا شاهد باشند، و درنتيجه بنى اسرائيل صدور الواح را از جانب خدا تكذيب نكنند.

💡 گر چه ظاهر آيه كه بيش از ترتيب ذكرى را به همراه ندارد، اين است كهتظليل بعد از بعث و احياى قوم حضرت موساى كليم بود، ليكن مقدار بعديت وفصل طولانى را نمى توان از آيه استحضار كرد. آنچه از تاريخ و حديث بر مى آيد ايناست كه فاصل طولانى بين آن دو حادثه وجود داشت؛ يكى در فضاى طور هنگام مكالمه وديگرى در وادى تيه، يعنى صحراى سوزان سينا بود.

💡 اشاره الف: با اغماض از سند لازم است عنايت شود كه تشريع از تكوين جداست؛ آنچهبراى قوم حضرت موساى كليم به بركت دعاى آن حضرت عليه السلام پديد آمد نعمتتكوينى بود و آنچه در شريعت خاتم صلى الله عليه و آله به عنوان غنايمتحليل شد حكمى تشريعى است.