لغت نامه دهخدا
قهوه ریز. [ ق َهَْ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) سماور کوچک که در آن قهوه پزند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قهوه شود.
قهوه ریز. [ ق َهَْ وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) سماور کوچک که در آن قهوه پزند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قهوه شود.
ظرفی که از آن قهوۀ جوشیده در فنجان بریزند.
( صفت اسم ) ظرفی که از آن به فنجان قهوه ریزند.
💡 حشره کامل آن حدود ۷ الی ۱۰ میلیمتر طول داشته و قهوهای مایل به قرمز است. روی بدن دارای موهای لطیف پرپشت زرد رنگ میباشد. این حشره توسط خار کوچک موجود در انتهای بالپوشها و دندانههای ریزی که در راس بالپوشها قرار دارد به راحتی از دیگر گونهها جدا میشود.
💡 قهوهٔ ترک به شیوهٔ خاصی از آمادهسازی قهوه گفته میشود، در نتیجه برای آمادهسازی قهوهٔ ترک نیازی به نوعی خاص از دانههای قهوه نیست. دانههای قهوهٔ ترک بیشتر از هر روش دیگری تا بیشترین حد ممکن خرد و ریز میشوند.
💡 دانه های میوه های گیاه قهوه برای تولید دانه های قهوه سبز بو داده نشده جدا می شوند. دانه ها بو داده می شوند و سپس به ذرات ریز آسیاب می شوند که معمولاً قبل از فیلتر شدن در آب داغ غوطه ور می شوند و یک فنجان قهوه تولید می شود.
💡 جلبک قهوهای یک نوع گیاه دریایی است که میتوان آن را به صورت خام مصرف کرد، اما این گیاه اغلب به صورت خشک، دانههای ریز، یا پودر شده وجود دارد. این گیاه به شکل مایع نیز موجود است که میتوان آن را به آب آشامیدنی اضافه کرد. میتوان از جلبک قهوهای دانهای یا پودر شده به عنوان چاشنی و طعم دهنده و نیز به جای نمک استفاده کرد.