لغت نامه دهخدا
قنداق کردن. [ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن شیرخواره را در قنداق. || بستن حوله یک پارچه تر پیرامون سینه و پهلو و پشت مبتلای به ذات الریه و ذات الجنب. ( یادداشت مؤلف ).
قنداق کردن. [ ق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن شیرخواره را در قنداق. || بستن حوله یک پارچه تر پیرامون سینه و پهلو و پشت مبتلای به ذات الریه و ذات الجنب. ( یادداشت مؤلف ).
بستن شیرخواره را در قنداق یا بستن حوله یک پارچه تر پیرامون سینه و پهلو و پشت مبتلای بذات الریه و ذات الجتب.
قنداق کردن رسمی دیرینه به صورت پیچیدن شیرخوارگان در پتو یا پارچه های مشابه است تا از حرکت اعضای خارجی جلوگیری شود.
برخی نویسندگان بر آن اند که قنداق کردن دوباره دارد رایج می شود، گرچه بحث هایی دربارهٔ اثرات روانشناسانه و پزشکی آن در جریان است. برخی مطالعات پزشکی نشان می دهد قنداق کردن به نوزادان کمک می کند بخوابند و خواب بمانند و خوابیدن به پشت ریسک سندروم مرگ ناگهانی نوزاد ( SIDS ) را کم می کند
به هر روی مطالعات قطعی نیست و یک مطالعه دیگر نشان می دهد که قنداق کردن ریسک SIDS را زیاد می کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هسیود، از نخستین شاعران شورانگیز (راپسودی سرای) یونانی است که سرودههای خویش را در حال دورهگردی میسرود، و احتمالاً در حدود سالهای ۷۰۰ پیش از میلاد مسیح زندگی میکرد. او مینویسد که کرونوس، ضمن اخته کردن و سرنگون ساختن پدرش، اورانوس، قدرت را قبضه نمود. با این حال، این موضوع نیز پیشگویی شده بود که یک روز پسری از پسران کرونوس وی را سرنگون خواهد ساخت و قدرت را بهدست خواهد گرفت، و در نتیجه کرونوس تمامی فرزندان خود را، به محض به دنیا آمدن آنها، میبلعید تا از آنچه پیشگویی شده بود، جلوگیری نماید. همسر کرونوس که رئا نام داشت (و اغلب با اوپس، الهه رومی یکسان معرفی میشود)، ششمین فرزند خود یعنی همان زئوس را، در جزیره کرت مخفی کرد و به جای او، قطعه سنگ بزرگی را در پارچه قنداقی پیچید و به کرونوس سپرد؛ کرونوس بیدرنگ آن را نیز بلعید. [در نتیجه زئوس زنده ماند]، زئوس بعد از آن که کرونوس و سایر تیتانها را سرنگون نمود، به فرمانروای جدید و اعلای هستی و کیهان و کائنات تبدیل گردید.