لغت نامه دهخدا
قنات سیاه. [ ق َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در 4هزارگزی باختر مسکون و 2هزارگزی راه شوسه بم به سبزوارن. سکنه آن 40 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
قنات سیاه. [ ق َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در 4هزارگزی باختر مسکون و 2هزارگزی راه شوسه بم به سبزوارن. سکنه آن 40 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت واقع در ۴ هزار گزی باختر مسکون و ۲ هزار گزی راه شوسه بم - سبزواران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جالب اینکه برای حفر مسیر مستقیم در زیر زمین پارچه سیاهی را در ابتدای تونل قنات قرار می دادند که سوراخی وسط آن قرار داشته است و چراغی پشت پارچه سیاه روشن می کردند و نور روزنه هر جا می افتاده است حفر می کردند و جلو می رفتند !
💡 آوانده (آوان: آباد، سرسبز / ده: روستا): قرن چهارم هجری قمری سلطان محمود غزنوی عازم فتح شهرهای غرب خراسان بزرگ شد در دامنه هرده بین نوباغ و اندیِه بقایای تپه قدیمی است موسوم به قمیش تپه که مقر تابستانی و اردوگاه لشکریان سلطان محمود و سلطان مسعود بوده وجود چهار رشته قنات بعلاوه ی رودخانه ای که از کوههای جغتای سرچشمه میگرفت تمامی دشت مقابل هرده را مشروب میکرد اب فراوان و زمینهای حاصلخیز باغهای سرسبز و خرمی را بهوجود اورده بود که از خرمی و سرسبزی به سیاهی میزد به این جهت به کشتزارها وباغهای مقابل هرده نوباغ و به محل کنونی روستای اندیه که منطقه مسکونی قدیمی تر افراد بومی این محل بود، آوانده (ده یا روستایِ آباد) می گفتند.