لغت نامه دهخدا
قلم دوات. [ ق َ ل َ دَ] ( اِ مرکب ) محبره و اسباب تحریر. ( ناظم الاطباء ).
قلم دوات. [ ق َ ل َ دَ] ( اِ مرکب ) محبره و اسباب تحریر. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 2. برخى شديدا با خواسته پيامبر براى آوردن قلم و دوات مخالفت كردند.
💡 پس از ایزد به دوات و قلم فرخ اوست روزی لشکر سلطان و همه خیل و حشم
💡 دوات و قلم و خواست آن مه چو تیر ز مشک ختن زد رقم بر حریر
💡 قلم حیات سخن در دل دوات تو یافت که جای در ظلمات است آب حیوان را
💡 امروز هر که او دو زبان نیست چون قلم یا چون دوات تیره دل و بد جگر نشد
💡 دیدم که دوات و قلم آن دو شهنشاه در مملکت شوکتشان کوس و دوال است