لغت نامه دهخدا
قرعه کشیدن. [ ق ُ ع َ / ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قرعه زدن. پشک انداختن.
قرعه کشیدن. [ ق ُ ع َ / ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) قرعه زدن. پشک انداختن.
( مصدر ) قرعه انداختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوج این روش در گروههایی از زندانیان جزیره نورفک دیده شده است که لاتاری (قرعه کشی) خودکشی انجام میدادند. زندانیان با روش کشیدن نی، زندانی دیگری که باید بکشند را انتخاب میکردند. بازماندگان شاهد عملیات بودند و ممکن بود به سیدنی فرستاده شوند زیرا در جزیره نورفک محاکمات بزرگ انجام نمیشود. بدین ترتیب بازماندگان نیز از زندان جزیره مرخصی پیدا میکردند. دربارهٔ تعداد قرعه کشیهای خودکشی اطلاعات دقیقی در دست نیست. بازماندگانی که زنده ماندهاند مدعی هستند که این کار خیلی رواج داشت، اما احتمالاً چنین ادعاهایی اغراقآمیز است.