فسیله گه

لغت نامه دهخدا

فسیله گه.[ ف َ ل َ / ل ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) فسیله گاه. چراگاه رمه اسبان. مرتع. ( از یادداشتهای مؤلف ):
مرغزاری که فسیله گه اسبان تو گشت
شیر کآنجا برسد خرد بخاید چنگال.فرخی.رجوع به فسیله شود.

فرهنگ فارسی

فسیله گاه. چراگاه رمه اسبان

جمله سازی با فسیله گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسیرهای پیاده‌روی سطح در رسوب در محیط‌های کم عمق دریایی کمتر شانس فسیله شدن را دارند چرا که موج و عمل آن‌ها باعث از بین رفتن آثار آن‌ها می‌شود؛ ولی در محیط‌های ساکت و آرام و در اعماق آب تمایل مطلوب تری برای حفظ ساختار ردیابی خوب وجود دارد.

💡 خویشتن را در میان فسیله افکند و یک گله در پیش کرد و بدان روی دشت برد، بسیار بر چپ و راست و از هر طرف بدوانید که یکی نتوانست گرفت.

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز