فروکش موقت
مترادفها
کاهش موقت
متضادها
اوج گرفتن، شدت یافتن
فرهنگستان زبان و ادب
{remittence} [پزشکی] تخفیف موقت علائم بیماری متـ. فروکاست موقت
ویکی واژه
تخفیف موقت علائم بیماری
جمله سازی با فروکش موقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با جنبش استقلالخواهی آلبانیاییان دراج نقش عمدهای داشت و در ۷ مارس ۱۹۱۳ نخستین پایتخت آلبانی گشت. در زمان جنگ جهانی یکم ایتالیا و سپس امپراتوری اتریش-مجار و در نهایت متفقین به ترتیب بر شهر دست یافتند. با فروکش کردن آتش جنگ و بازگشت استقلال به آلبانی یکچن دراج پایتخت موقت این کشور بود. در ۱۹۲۶ زمینلرزهٔ دیگری شهر را ویران ساخت ولی باز هم دراج بازسازی شد.
💡 کارشناسان اقتصادی معتقدند که این کاهش شدید در قیمتهای جهانی، تنها یک فروکش موقت است و بازار به زودی به حالت عادی باز میگردد.
💡 با تغییر شرایط آب و هوایی، شدت خشکسالی در این منطقه دچار یک فروکش موقت شد که امیدهای تازه را در دل کشاورزان ایجاد کرد.
💡 بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باورند که این تنشها در مرزها، صرفاً یک فروکش موقت است و به زودی صلح برقرار خواهد شد.