فروغ دادن

لغت نامه دهخدا

فروغ دادن. [ ف ُ دَ ] ( مص مرکب ) نور دادن. روشن کردن:
بی روغن و فتیله و بی هیزم
هرگز نداد نور و فروغ آذر.ناصرخسرو. || شعله ورساختن: دم سرد برمی آورد و آتش سینه را فروغ میداد. ( سندبادنامه ). || صیقلی کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || رونق دادن:
بدین چاره ده کار خود را فروغ
که داند که این راست است ار دروغ.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نور دادن. روشن کردن

جمله سازی با فروغ دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این ازدواج در سالِ ۱۳۳۴ به جدایی انجامید و حاصلش یک پسر به نامِ کامیار (۲۹ خردادِ ۱۳۳۱–۲۵ تیرِ ۱۳۹۷) بود. به گفته فریدون فرّخزاد، علّت جدایی آنها این بود که فروغ قادر به تحمل رفتار پدرمآبانه (و در عین حال عاشقانه) پرویز را نداشت. مایکل هیلمن این احتمال را مطرح کرده است که انتظار پرویز، ادامه دادن به نقش معلمی در زندگی زناشویی بود اما فروغ از این رابطه فراتر رفت و آن را پشت سر گذاشت. فروغ، اگرچه که بر اساس قانون آن دوران حضانت فرزند در زمان جدایی به پدر سپرده می‌شد، اما خود نیز به علت تعهدی که به شعر داشت می‌دانست که قادر به ایفای وظایف مادری نخواهد بود و از این رو شکایتی از بابت زندگی کامیار با پرویز شاپور نداشت. به گفته هیلمن این تصمیم او، باعث ایجاد عذاب وجدان در فروغ شده بود و از سوی دیگر هم، پرویز شاپور و خانواده‌اش مانع از دیدار کامیار با او می‌شدند.

💡 گر فروغی رخ او بار دیگر خواهم برد کی به جز دادن جان کار دگر خواهم کرد

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز