فرهنگ معین
( ~. دَ ) (مص ل. ) نک فرجام خواستن.
( ~. دَ ) (مص ل. ) نک فرجام خواستن.
( مصدر ) فرجام خواستن.
نک فرجام خواستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هيچ كس بار گناه ديگرى را برندارد، و اگر گرانبارى كسى را به برداشتن بارخويش بخواند، چيزى از آن برداشته نمى شود، هر چند از نزديكان (وى ) باشد. جز ايننيست كه تو كسانى را بيم مى دهى (بيم دادن تو تنها در كسانى تاءثير مى كند) كه ازپروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى دارند؛ و هر كه پاكيزگى جويدتنها براى خود پاكيزگى مى جويد، و فرجام (كارها) به سوى خداست.
💡 دانشمند ديگرى گفته است: (اگر كسى ازبذل علم و دانش دريغ كند و از عاريه دادن كتاب،بخل ورزد؛ به يكى از عواقب و فرجام هاى نامطلوب، دچار مى گردد: 1- نسبت به آن علم وكتب و يا محتواى آن، گرفتار نسيان و فراموشى مى شود. 2- و يا تا وقتى كه زنده استاز اين علم و كتب، سودى نمى برد. 3- و سود نابرده از اين كتب، مى ميرد و يا آنكهكتابهاى او از ميان مى رود.