لغت نامه دهخدا
فرازگرفتن. [ ف َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) پس گرفتن. بازگرفتن. ( یادداشت به خط مؤلف ): غلام را گفت هرچه در آستین دارد فرازگیر. هرچه داشتم همه از من بازگرفت. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فراز شود.
فرازگرفتن. [ ف َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) پس گرفتن. بازگرفتن. ( یادداشت به خط مؤلف ): غلام را گفت هرچه در آستین دارد فرازگیر. هرچه داشتم همه از من بازگرفت. ( تاریخ بیهقی ). رجوع به فراز شود.
( ~. گِ رِ تَ ) (مص م. ) پس گرفتن، باز گرفتن.
( مصدر ) پس گرفتن باز گرفتن.
پس گرفتن، باز گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین شکل تلاش آلمان برای حصول موفقیت از طریق حملات هوایی به مسکو، همانند کارزار هوایی علیه بریتانیا در نهایت به یک ناکامی بزرگ منجر شد. به وجهی که به عقیده کریستر بریستروم، نخستین پیروزی بزرگ شوروی در برابر آلمان در این آوردگاه بر فراز مسکو حاصل گشت. علاوه بر این، کارزار حملات هوایی به مسکو بخشی از منابع محدود لوفتوافه را صرف خود کرد و موجب تحتالشعاع قرار گرفتن عملیاتهای دیگر آن شد.
💡 قرار گرفتن آن بر سر راه جاده ابریشم سرنوشت قزوین را با فراز و فرودهای تلخ و شیرین گره زدهاست. تاریخ نگاران ایرانی و عرب عقیده دارند که واژه «قزوین» از جمله «این کش وین» گرفته شدهاست، به این شرح که وقتی سرکرده سپاه کسرا به هنگام نبرد، در صف لشکریان خود خللی دید، با عبارت «این کش وین» (یعنی به آن کنج بنگر) زیردست خود را مأمور رفع خلل کرد و در نتیجه سپاهیان او پیروز شدند.