فاعل منطقی

مترادف‌ها

فاعل منطقی

فرهنگستان زبان و ادب

{logical subject} [زبان شناسی] واژه یا عبارتی که بر انجام دهندۀ رویداد فعل دلالت دارد

ویکی واژه

واژه یا عبارتی که بر انجام‏دهندۀ رویداد فعل دلالت دارد.

جمله سازی با فاعل منطقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این وجه روابط اجتماعی و هماهنگ را به‌طور معاشرتی و با ملاحظه می‌طلبد.Fe به خواسته‌های روشن یا التزامی دیگران واکنش نشان می‌دهد و حتی می‌تواند یک تضاد درونی بین نیاز خود فاعل و تمایل برای دانستن نیازهای دیگران به وجود آورد. یکی از نقاط ضعف ISTP این است که ممکن است درجهٔ Fe موجب شود که آنان انتقادهای گرفته شده از افکارشان را اشتباهاً به انتقادهایی از لیاقتشان تفسیر کنند. ISTPها تلاش می‌کنند تا از احکام و قوانین منطقی پیروی کنند و آنان را بفهمند ولی وقتی تحت فشار و استرس اند، عملکرد نامرغوبشان می‌تواند آنان را سرسختانه و به‌طور غیر منطقی ای به افکار و ایده‌های خودشان وفادار کند، که این می‌تواند به ضررشان باشد یا منجر شود که آن‌ها موضوعی را اشتباه درک کنند.

💡 در مباحث فلسفی، فاعل منطقی به آن موجودی گفته می‌شود که توانایی انجام یک عمل یا ایجاد یک تغییر را در یک ساختار از پیش تعیین شده داراست.

💡 برای درک دقیق‌تر گزاره‌های ریاضی، باید ابتدا نقش فاعل منطقی را در رابطه میان متغیرها و مقادیر مختلف به درستی شناسایی و تحلیل کرده باشیم.

💡 تحلیل رفتار سیستم‌های هوش مصنوعی مستلزم بررسی دقیق نقش فاعل منطقی در فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای دستورات توسط الگوریتم‌های پیچیده و چندلایه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران