فارغ داشتن

لغت نامه دهخدا

فارغ داشتن. [ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) دل ازچیزی فارغ داشتن؛ آسوده خاطر بودن از آن. مطمئن بودن: گفت پسر تو را قبول کردم، من او را بپروردم تو دل از کار او فارغ دار. ( نوروزنامه خیام ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) یا فارغ داشتن دل از چیزی. آسوده خاطر بودن از آن مطمئن بودن.

جمله سازی با فارغ داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از فارغ‌التحصیلی از ژیمناسیون از دانشگاه گراس با داشتن مدرک تاریخ و هنر، بدش تحصیلات خود را در دانشگاه بن ادامه داد. او در سال ۱۹۷۷ کارشناسی ارشد هنر را به پایان رساند. از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱، بدش به عنوان اساتید پژوهشی در دانشگاه بن مشغول بود.

💡 این دانشگاه ۲۴۷ نفر عضو هیئت‌علمی، ۳۱۷ نفر کارمند، ۱۰۴ رشته دارد و با حدود ۳۶ هزار نفر فارغ‌التحصیل با داشتن چهار دانشکده (علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، هنر ومعماری) و همچنین ۵ مرکز آموزشی تحت پوشش در شهرستان‌های استان همدان، خریداری بالغ بر ۵۲ هکتار فضای آموزشی جهت تأسیس واحد علوم تحقیقات در ردیف بزرگترین واحدهای دانشگاهی و از لحاظ درجه‌بندی به عنوان (واحد بسیار بزرگ نوع الف) قرار گرفته‌است.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز