غنیمت داشتن

لغت نامه دهخدا

غنیمت داشتن. [ غ َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) غنیمت دانستن. غنیمت شمردن. رجوع به غنیمت شود: و غنیمت دارد [ پسر کاکو ] که ما از اینجا بازگردیم و هر حکم که کنیم بخدمت مال ضمانی اجابت کند و هیچ کژی ننماید. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 14 ).
- به غنیمت داشتن؛ غنیمت شمردن. غنیمت دانستن. غنیمت داشتن: بزرگان به غنیمت داشته اند عفو، چون توانستند که به انتقام مشغول شوند. ( تاریخ بیهقی ). بندگان دیگر باشندبشنودن و کار بستن نیک به غنیمت دارند. ( منتخب قابوسنامه ص 2 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غنیمت دانستن غنیمت شمردن.

جمله سازی با غنیمت داشتن

💡 کسی گفتش: چه نشینی که فلان در این شهر طبعی کریم دارد و کَرَمی عَمیم، میان به خدمتِ آزادگان بسته و بر دَرِ دل‌ها نشسته. اگر بر صورتِ حالِ تو چنان که هست وقوف یابد پاسِ خاطرِ عزیزان داشتن منّت دارد و غنیمت شمارد.

💡 ناصرالدین‌شاه که در ۱۲۶۶ هجری قمری نخستین ولیعهد خود سلطان محمود میرزا را از دست داده بود، دو هفته پس از سوءقصد سلطان معین‌الدین میرزا را به ولیعهدی برگزید؛ ولی همچنان به دلیل سن کم معین‌الدین میرزا، او نتوانست شاه شود. اگر ناصرالدین‌شاه درمی‌گذشت، نایب‌السلطنه‌ای نیاز بود تا امور سلطنت را از طرف شاه صغیر در دست بگیرد. سفرای روسیه و بریتانیا در این مورد عباس میرزا ملک‌آرا، برادر ناتنی شاه را شایستهٔ این مقام می‌دانستند. در این زمان شاه و مهدعلیا فرصت را برای از میان برداشتن عباس میرزا غنیمت شمردند و مدتی پس از سوءقصد، عباس میرزا را به دست داشتن در ماجرا متهم کردند. به منظور تنبیه عباس میرزا، شاه نخست تصمیم گرفت او را نابینا کند، ولی با هشدار سفیران روسیه و انگلستان به زندانی کردن او رضایت داد. اما در نهایت وی را به عراق عرب تبعید کرد.

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز