عین خوش

لغت نامه دهخدا

عین خوش. [ ع َ خُش ْ ] ( اِخ ) دهی از بخش موسیان شهرستان دشت میشان با 200 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و کنجد و لبنیات است. ساکنان این ده از طایفه ٔعرب سرخه هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

ده از بخش موسیان شهرستان دشت میشان

جمله سازی با عین خوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون که نامرادی ما عین کام تو است گر خو کنیم با دل ناکام خوش‌تر است

💡 کاباره داری بزرگ دختری کولی را کشف می‌کند که در عین زیبایی، صدایی خوش هم دارد. کاباره دار او را از گمنامی به اوج شهرت می‌رساند و در عین حال عاشقش می‌شود. دختر کولی شیفتهٔ یکی از نوازندگان ارکستر خود است و بدین ترتیب کاباره دار ثروتمند و هنرمند فقیر رقیب عشقی هم می‌شوند. پس از حوادثی سرانجام کاباره دار ثروتمند خودش ترتیب ازدواج محبوبش را با مرد مورد علاقه‌اش می‌دهد.

💡 در این ظلمات اینجاگه خوش آمد مقامت عین آب و آتش آمد

💡 تو پیوستی خوشی با او بیاری وگرنه اوفتی در عین خواری

💡 با سید سرمست قدم نه به خرابات می نوش و چو چشم خوش او عین یقین شو

💡 همه لذّات بهر تست و جنّات خوشی میدار خود در عین لذّات

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز