فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) رام کردن، مطیع کردن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) رام کردن، مطیع کردن.
رام کردن، مطیع کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای زیر و زبر کردن بنای شکیب سبک عنانی آن زلف تابدار بس است