لغت نامه دهخدا
عنان ریز کردن. [ ع ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لگام سست کردن و تاختن. ( ناظم الاطباء ). عنان ریز رسیدن. ( آنندراج ). سخت بشتاب رفتن. سخت شتابان رفتن.
عنان ریز کردن. [ ع ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لگام سست کردن و تاختن. ( ناظم الاطباء ). عنان ریز رسیدن. ( آنندراج ). سخت بشتاب رفتن. سخت شتابان رفتن.
( مصدر ) لگام سست کردن و تاختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چینجه کردن گوشت یا هر ماده دیگری به معنی ریز ریز کردن است به همین خاطر کبابی که از قطعات کوچک گوشت درست می شود، کباب چینجه یا به تلفظ فارسی چنجه نام دارد.
💡 مرحله سوم شامل خرد و ریز کردن پلی پروپیلن ها است.