لغت نامه دهخدا
علف من. [ ع َ ل َ ف ِ م َن ن ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به ترنجبین شود.
علف من. [ ع َ ل َ ف ِ م َن ن ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به ترنجبین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف سنبل پامال دوران چون علف شد حیف حیف
💡 رازیانه کوهی (بخورالاکراد) گیاهی علفی و چند ساله از خانواده چتریان است که برگهای آن مشابه برگ رازیانه تقسیمات باریک و نخیشکل و گلهای زردرنگ و گلآذین دارد. ریشه این گیاه گوشتی و سیاهرنگ با بوی تند است. از قسمتهای مورد استفاده این گیاه ریشه و همچنین نیز صمغ گیاه در طب گیاهی کاربرد دارد.
💡 ملخ حکم تو تا مزرعهام را بچرید گر نگردم تلف تو علف ایامم
💡 مرکبی کو از علف کردست بر آب اختصار چون به آب آید شماری برنگیرد از شمر
💡 از برای علف دیو تو قربان تنی بز دیوی تو مگر یا بره ابلیسی
💡 جدول زیر، ۱۰ دسته از اثرات و تداخلهای دارویی و نکات قابل ملاحظهٔ درمان دارویی با مشتقات شیمیایی ساخته شده از علف چای را نشان میدهد.