علاءالدین سلجوق

لغت نامه دهخدا

علاءالدین سلجوقی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ س َ ] ( اِخ ) کیقباد اول. دوازدهمین تن از سلاجقه آسیای صغیر که از 616 تا634 هَ. ق. سلطنت کرد. ( طبقات سلاطین اسلام ص 138 ).
علاءالدین سلجوقی. [ ع َ ئُدْ دی ن ِ س َ ] ( اِخ ) کیقباد ثانی. هجدهمین و آخرین تن از سلسله سلاجقه آسیای صغیر ( روم ) که از 696 تا700 هَ. ق. سلطنت کرد. ( طبقات سلاطین اسلام ص 138 ).

جمله سازی با علاءالدین سلجوق

💡 البته این اظهار محبت و دوستی زیرکانهٔ سنجر نسبت به علاءالدین نقشهٔ سیاسی بود چون سلطان سلجوقی با توجه به اوضاع خطرناک امپراتوری خود از جمله خوارزمشاه، قراختاییان و غزها صلاح در آن دید که نظر علاءالدین حسین را به سوی خود جلب کند تا از نیروی نظامی وی به عنوان یک متفق بانفوذ و وفادار استفاده نماید. در این هنگام غزها که از ضعف دولت سنجر آگاه بودند در اطراف بلخ شروع به ایجاد مزاحمت و شورش کرده‌بودند و به همین دلیل هم سلطان سنجر پیش از آن‌که به سرکوبی غزها اقدام کند، علاءالدین را با بدرقه‌ای شایان به غور فرستاد.

💡 با اینکه از کتیبه‌های بناها پیداست که بیشتر آن‌ها را امرا ساخته‌اند، ولی سلاطین سلجوقی نیز در واگذاری اراضی با صورت تملیک برای موقوفات به‌طور غیرمستقیم در آن‌ها دست داشته‌اند. یکی از پرکارترین و برجسته‌ترین اشخاص درزمینهٔ بنا سازی فخرالدین علی وزیر (صاحب عطا) بود. معین‌الدین پروانه سلیمان از دیگر مأموران عالی‌رتبه امپراتوری هم در ایالات دریای سیاه در بنا سازی کوشا بود. او در سینوپ، علاءالدین مدرسه (۶۴۴ ه‍.ق) و نیز یک مسجد (۶۶۷ ه‍.ق) و همچنین مسجدی در مرزیفون (۶۶۳ ه‍.ق) ساخت. مدارک آرشیوی حاکی از آن است که وی بیمارستانی هم در توقات در سال (۶۷۴ ه‍.ق) ساخته‌است.