لغت نامه دهخدا
( عرق آور ) عرق آور. [ ع َ رَ وَ ] ( نف مرکب ) آنچه باعث خارج شدن عرق گردد. دواها که تولید خوی و عرق کنند. مثلا" گویند: آسپرین عرق آور است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مُعِّرق.
( عرق آور ) عرق آور. [ ع َ رَ وَ ] ( نف مرکب ) آنچه باعث خارج شدن عرق گردد. دواها که تولید خوی و عرق کنند. مثلا" گویند: آسپرین عرق آور است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). مُعِّرق.
( عرق آور ) آنچه باعث خارج شدن عرق گردد دواها که تولید خوی و عرق کنند مثلا گویند: آسپرین عرق میاورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلهاى خشك آويشن كوهى، مقوى معده، نيروبخش، خلط آور، قاعده آور، ضد درد و تشنج وبطور خفيف عرق آور است ))(381)