عامل تسریع کننده
مترادفها
شتابدهنده، تسهیلگر، محرک
متضادها
عامل بازدارنده، عامل کندکننده
فرهنگستان زبان و ادب
{precipitating factor} [علوم سلامت] عاملی که باعث شروع زودتر بیماری یا رویداد یا رفتار می شود متـ. تسریع کننده
جمله سازی با عامل تسریع کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معمولاً این رزینهای مایع پس از ترکیب با هاردنر یا خشککن یا عامل تسریعکنندهٔ واکنش، شروع به واکنش غیرقابل برگشت کرده و سخت میگردند. از این نوع رزینها میتوان رزین پلی استر، وینیل استر، اپوکسی و … را نام برد.
💡 در واکنشهای شیمیایی صنعتی، استفاده از یک عامل تسریع کننده میتواند سرعت تولید محصولات را بدون تغییر در نتیجه نهایی واکنش، به طرز چشمگیری افزایش دهد.
💡 مهندسان شیمی برای بهینهسازی فرآیندهای تولید، همواره از یک عامل تسریع کننده مناسب برای کاهش زمان مورد نیاز در واکنشهای پرهزینه و طولانی استفاده میکنند.
💡 افزودن یک عامل تسریع کننده به مخلوط واکنش، باعث میشود تا انرژی فعال مورد نیاز برای شروع فرآیند کاهش یافته و سرعت کار بالا برود.