لغت نامه دهخدا
ظریف منظر. [ ظَ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) صاحب دیدار نیکو: و در موضع سقاة هر خوش پسری ظریف منظری... کمر بر میان بسته. ( جهانگشای جوینی ).
ظریف منظر. [ ظَ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) صاحب دیدار نیکو: و در موضع سقاة هر خوش پسری ظریف منظری... کمر بر میان بسته. ( جهانگشای جوینی ).
( صفت ) صاحب دیدار نیکو خوش منظر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمیم بهار از درک مدرنیتهٔ اجتماعی که سیستم و مختصات آن در زیست شهری انسانش معین و مشخص است به سمت روایتی مدرن حرکت کرده است. این نکتهٔ ظریف تمایز بین او و بسیاری از نویسندگان دیگر که راویان طبقه متوسط بودند به وجود میآورد. بهطور مثال آن روند پارودیک بهرام صادقی در نگاه این نویسنده دیده نمیشود و به همین دلیل میتوان شمیم بهار را نویسندهای با مشخصاتی منحصر به فرد دانست. او مدرن بودن را نه به عنوان یک عنصر در حال زوال یا پارودیک، بلکه در منظر نوعی رابطهٔ ذهنی با احساسات و اشیا میداند. رابطهای که برآمده از زندگی بورژوای تهرانی دوران شمیم بهار است.
💡 منظر و مخبرش لطیف و بدیع صورت و سیرتش ظریف و رفیع