طرف گرفتن. [ طَرَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از حمایت کردن باشد.( برهان ) ( غیاث اللغات ). جانب داری کردن:
وقت است که تابند رخ از جانب آتش
گیرند خلایق طرف ابروی آن را.جمال الدین سلمان ( از آنندراج ).نگرفته ز انصاف تو در معرکه لاف
شادی طرف شادی و غم جانب غم را.محمد عرفی.|| گوشه نشینی. ( برهان ) ( غیاث اللغات ). || سرحدگیری. ( برهان ).
طرف گرفتن. [ طَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) مرادف طرف بستن از چیزی:
در ته سایه زلفی ننشینم هرگز
هیچ طرفی دلم از طرف کلاهی نگرفت.علیقلی بیگ خراسانی ( از آنندراج ).
( ~. گِ رِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - جانبداری کردن. ۲ - گوشه گرفتن. ۳ - سرحدداری کردن. ۴ - سود بردن از چیزی.
۱ - ( مصدر ) حمایت کردن. ۲ - ( مصدر ) گوشه گرفتن. ۳ - سر حد داری کردن. ۴ - طرف بستن از چیزی.
جمایت کردن انجمن آرای ناصری
جانبداری کردن.
گوشه گرفتن.
سرحدداری کردن.
سود بردن از چیزی.
💡 ۳۵. لایق حال پادشاه نیست خشم به باطل گرفتن، و اگر چنان که به حق خشم گیرد پای از اندازۀ انتقام بیرون ننهد که پس آن گه جرم از طرف او باشد و دعوی از قِبَل خصم.
💡 زيرا قرار گرفتن اين جمله بعد از بحث در باره همه زنان پيامبر (صلى اللّه عليه و آلهو سلّم ) چنين ايجاب مى كند كه ضمير جمع (هن ) به تمام آنها باز گردد، و اين مطلبىاست كه از طرف فقها و بسيارى از مفسران پذيرفته شده.
💡 و معناى آيه اين است كه: خورشيد به طرف قرار گرفتن خود حركت مى كند و يا تا آنجاكه قرار گيرد حركت مى كند، يعنى تا سرآمدن اجلش، و يا تا زمان استقرار، و يامحل استقرارش حركت مى كند.
💡 در مقابل ايران اعلام نمود كه نه پيش شرطى را مطرح خواهد كرد و نه پيش شرطى را ازطرف مقابل خواهد پذيرفت. عراق با در اختيار داشتن بخشى از خاك ايران، تصور مىكرد كه مى تواند براى گرفتن امتياز، ايران را تحت فشار قرار دهد. از طرف ديگر،طرح آزادى كشتيرانى در خليج فارس مطابق با در خواست دولتهاى غربى بود و بههمين جهت از عراق حمايت مى كردند.