صورت ناپذیر

لغت نامه دهخدا

صورت ناپذیر. [ رَ پ َ ] ( نف مرکب ) انجام ناشدنی. ناممکن. غیرممکن. نشدنی.

فرهنگ عمید

انجام نشدنی، غیرممکن، ناشدنی.

فرهنگ فارسی

انجام ناشدنی

جمله سازی با صورت ناپذیر

💡 در ۱۲ اوت، کارشناسان بین‌المللی ضدتروریسم و مسئولان آمریکایی گفتند که فروپاشی سریع نیروهای امنیت ملی افغانستان در صورت خروج آمریکا «نباید تعجب‌برانگیز باشد.» بنا بر یک کارشناس، طالبان قادر بوده پس از توافق دوحه تقریباً بدون مداخله نیروهای حکومتی نیروهایش را در سراسر افغانستان آزادانه جابه‌جا کند. در همان روز ولی‌رضا نصر، از مشاوران سابق آمریکا گفت که «هیچ نوع رهبری که به جنگ سالاران محلی دلایلی برای مقاومت در برابر طالبان بدهد وجود ندارد؛ بنابراین، هرچه بیشتر پیروزی طالبان را اجتناب ناپذیر ببینند، پیروزی اجتناب ناپذیرتر می‌شود، چرا که آنها خود به معامله کردن با آنها می‌پردازند.»

💡 مطالعه «طبیعت اجتماعی» از این خط فکری سرچشمه گرفت. طبیعت اجتماعی «مفهومی است که برای استدلال اینکه جامعه و طبیعت جدایی ناپذیر هستند استفاده می‌شود و نباید به صورت انتزاعی از یکدیگر تجزیه و تحلیل شود.»

عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز