لغت نامه دهخدا
صلحگونه. [ ص ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سازشی از روی مصلحت نه به حقیقت. سازشی که نه از دل بود، بلکه بخاطر رعایت اوضاع و احوال: این صلحگونه کردند و بازگشتند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 599 ).
صلحگونه. [ ص ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) سازشی از روی مصلحت نه به حقیقت. سازشی که نه از دل بود، بلکه بخاطر رعایت اوضاع و احوال: این صلحگونه کردند و بازگشتند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 599 ).
( اسم ) صلح مانند آشتی گونه.
💡 موفقیت در درگیریهای حیوانات در حیات وحش بر سر بقا، تغذیه و… به فراوانی جمعیت وابسته است، هر چقدر اندازه جمعیت بالا میرود، احتمال موفقیت در مبارزه پایین میآید. استراتژیهای هر گونه حیوان در مقابل گونههای مختلف حیوانات دیگر را نقش مینامند. برای مثال در مدل شاهین/کبوتر (به زبان انگلیسی: Hawk/Dove) حیوانات دو نقش جنگگرایی یا صلحگرایی دارند.
💡 از آنجا که مهلت اعلام شده برای خروج سپاهیان بیگانه از ایران به پایان رسیده و از آنجا که تنها شوروی است که بی اعتنا به اعتراض دولت ایران، هنوز سپاهیان خود را در این کشور نگه داشتهاست، دولت ایالات متحده، ضمن ابراز نگرانی اعلام میکند که نمیتواند در برابر این وضع بی اعتنا باقی بماند. روابط دو کشور آمریکا و شوروی در طول جنگ علیه دشمنی مشترک، به گونه دوستانهای افزایش یافت. از آن پس ما همیار یکدیگر در سازمان ملل متحد بودیم. اینک دولت ما بهطور جدی امیدوار است که شوروی، به خاطر گسترش اعتماد بینالمللی که لازمه صلحآمیز همه ملل جهان است، هر چه زودتر سپاهیان خود را از خاک ایران فرابخواند.