لغت نامه دهخدا
صلح جستن. [ ص ُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب )آشتی خواستن. صلح طلبیدن. سازش خواستن:
هرکه با دشمنان بجوید صلح
سر آزار دوستان دارد.سعدی.رجوع به صلح شود.
صلح جستن. [ ص ُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب )آشتی خواستن. صلح طلبیدن. سازش خواستن:
هرکه با دشمنان بجوید صلح
سر آزار دوستان دارد.سعدی.رجوع به صلح شود.
آشتی خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگ به جنگ جستن من چند تیز داری چنگ