صبر در فقه
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] صبر، به معنی خویشتن داری و شکیبایی می باشد و از آن به مناسبت در باب طهارت و جهاد سخن گفته اند.
صبر در برابر جزَع در لغت به معنای خویشتن داری و بی تابی نکردن در برابر مصائب، ناملایمات و مکروهات است.
صبر در روایت
در حدیثی از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آمده است که صبر بر سه قسم است:صبر بر مصائب که با بی تابی نکردن و زبان به شکوه نگشودن و مانند آن تحقق می یابد.صبر بر طاعت که با انجام دادن طاعت و استمرار بر آن و از مسیر شرع و دیانت خارج نشدن محقق می شود.و صبر بر معصیت و گناه که با ترک گناه و بازداشتن نفس خود از گرایش به سوی آن تحقق می یابد.
صبر در قرآن
برترین اخلاق پسندیده که ریشه و اصل بسیاری از خوی ها و خصلت های نیکو است و در آیات و روایات فراوان به آن سفارش شده است.خداوند در قرآن کریم می فرماید:«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَی ءٍ مِنَ الخَوْفِ و الجُوعِ و نَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ و الأنْفُسِ و الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الذِینَ اِذَا أَصَابَتْهُم مُصِیبةٌ قَالُوا إنَّا ِللّه ِ و إنّا إلَیْهِ رَاجِعُونَ و همواره شما را به نوعی از ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کمبود محصول می آزماییم و صابران را نوید بده؛ کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد گویند: ما از خداییم و به سوی او بازخواهیم گشت».
صبر در روایت
...
جمله سازی با صبر در فقه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صبر در می بندد اما نیستم ایمن زشوق خانه ی پر رخنه ی کوتاه دیواریم هست
💡 بهترين بيمار آنست كه صبر در اين مصيبت كند و درد را كتمان كند و نزد افراد از مرضششكوه نكند؛ تا اينكه عافيت الهى و ثواب كامل نصيبش شود.
💡 صبر در کرمان بسی کردیم خواجو وز وطن رخت بربستیم و دیگر سوی کرمان آمدیم
💡 نی طاقت وصلت مرا نه صبر در هجران تو وصلت بلا هجرت بلا ای من بلاگردان تو
💡 ((بر شما باد صبر و استقامت كه صبر در برابر ايمان همچون سر است و درمقابل تن، تن بى فايده اى ندارد، همچون ايمان بدون صبر نا پايدار و بى نتيجه است)) در گناه انسان مقاومت كند و از لذت گناه چشم بپوشد.
💡 در رساله به روميان 2/2 آمده است كه: ((به هر كس بر حسب اعمالش جزا خواهد داد: امابه آنان كه با صبر در اعمال نيكو، طالب جلال و اكرام و بقايند، حيات جاودانى را، و امابه اهل تعصب كه اطاعت راستى نمى كنند، بلكه مطيع ناراستى مى باشند، خشم و غضببر هر نفس بشرى كه مرتكب بدى شود)).(489)