لغت نامه دهخدا
صالح رود. [ ل ِ ] ( اِخ ) رودی است در شمال جزیره بوبیان که به خلیج فارس ( حور عبداﷲ ) ریزد.
صالح رود. [ ل ِ ] ( اِخ ) رودی است در شمال جزیره بوبیان که به خلیج فارس ( حور عبداﷲ ) ریزد.
رودی است در شمال جزیره بوبیان که بخلیج فارس ریزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و گروه ديگر به گناهان خود اعتراف كردند، واعمال صالح و ناصالحى را به هم آميختند، اميد مى رود كه خداوند توبه آنها رابپذيرد)
💡 و در آنجا ذكر كرده كه براى برادرى صالح، كشف شد در بعضى از خلوات، لوحى كهدر آن دائره حروفى بود كه معنى آن را نمى دانست. چون صبح شد خوابيد و حضرت علىبن ابيطالب عليه السلام را در خواب ديد كه آن حضرت، از براى شرح اين لوح چيزىفرمود. او نفهميد و اشاره كرد كه به نزد كمال الدين رود كه او شرح كند؛ پس نزد او آمدو صورت واقعه و دائره حروف را براى او ذكر كرد. پس رساله اى براى آن نوشت ومعروف شد به جعفر بن طلحه.
💡 نوشته شده، اشاره ای میکنیم. (در شمال غربی شهرستان نجف آباد استان دهم (اصفهان) واقع گردیدهاست و دارای ۱۳ آبادی است). ارتفاعات شمالی آن کوه صالح (بلندترین قله ۲۰۰۰ متر از سطح دریا) و ارتفاعات جنوبی کوه مکه بلندترین قله ۱۸۰۰ متر از سطح دریا هست و شعبه از رود مرغاب از کوههای آن سرچشمه میگیرد. شهر دهق در ۶۲ کیلومتری شمال غربی نجف آباد است.