صاعد قاضی

لغت نامه دهخدا

صاعد قاضی. [ ع ِ دِ ] ( اِخ ) رجوع به صاعدبن محمد، ابوالعلاء شود.

جمله سازی با صاعد قاضی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رشد فزایندهٔ زبان فارسی به بالابردن مقام میراث فرهنگی ایران و تجلی آن در ادبیات فارسی این دوره کمک کرد. برای نمونه، تاریخ بیهقی ذخیرهٔ پرارزشی از خاطرات فرهنگ ایرانی، توصیف جشن‌های نوروز و مهرگان، شکوه عظمت و رسوم دربار، و نیز شیوه‌های روابط اجتماعی و سیاسی ایران دربردارد. در عبارت گویایی از مراسم برتخت نشستن سلطان طغرل بیک سلجوقی، بیهقی می‌گوید بارگاه سلطان از هر شکوه و جلال خالی بود: «نداشت نوری بارگاه و مشتی اوباش درهم شده بودند». آن گاه قاضی صاعد که با کوکبه‌ای بزرگ به بار آمده بود خطاب به سلطان می‌گوید:

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز