شور و شیون
مترادفها
گریه و زاری، ضجه و فریاد
متضادها
شادی، خنده، شادمانی
لغت نامه دهخدا
شور و شیون. [ رُ شی وَ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بانگ و فغان. آه و فغان.
فرهنگ فارسی
بانگ و فغان آه و فریاد
جمله سازی با شور و شیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنجا که اوست راحت و آرام عالمست وانجا که نیست او همه شور و همه بلاست
💡 اگر در طبيعت آب شور و شيرين است، در انسان اشك شور و آب دهان شيرين است.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به دختران بیبندوبار، بگیر و تکانشان بده، شور و اشتیاق سهگانه، رگدی رز، و ناگهان عمه آمد، کالیفرنیا درست روبهرو و دختر شهر کوچک اشاره نمود.
💡 جهانی پر از شور و شر بود از ایشان تهی شد به اقبالت از شور و از شر
💡 پنجمین گوشهای است که در دستگاه شور و ابوعطا اجرا میگردد و بسیار دلنشین است.
💡 گر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدم این همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند