شوخ زبان
شوخ زبان یک اصطلاح فارسی است که به چند معنا به کار میرود:
معنی اصلی: شوخ زبان به معنای کسی است که در گفتار خود شوخی و لطیفه میگوید و به نوعی خندهدار و با طنازی صحبت میکند. این فرد معمولاً به زبان بازی و ایجاد فضای شاد و مفرح علاقه دارد.
کنایه از گستاخ گوی: در این معنا، شوخ زبان به فردی اطلاق میشود که در صحبت کردن بیپروا و جسور است و ممکن است سخنانش به نوعی گستاخانه یا بیاحترامی به نظر برسد. این نوع گفتار میتواند به احساسات دیگران آسیب بزند یا موجب ناراحتی آنها شود.
عجول در حرف زدن: این معنا به فردی اشاره دارد که سریع و بیفکر صحبت میکند و ممکن است در گفتارش دقت کافی نداشته باشد. این شخص ممکن است بدون تأمل دربارهی موضوع صحبت کند و از عواقب آن آگاه نباشد.
مترادفها
پرگو، زبانباز، تندخوش، شوخطبع
متضادها
سنگینزبانی، جدی، محتاط
لغت نامه دهخدا
شوخ زبان. [ زَ ] ( ص مرکب ) کنایه از گستاخ گوی. ( آنندراج ). گستاخ. ( ناظم الاطباء ). || عجول در حرف زدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
گستاخ یا عجول در حرف زدن
جمله سازی با شوخ زبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از نکتههای جالب این رساله، استفاده از زبان طنز و شوخطبعی در کلام نویسنده است. عمران صلاحی در گلآقا بیبیخانم استرآبادی را «نخستین زن طنزنویس ایران» دانسته است و به نمونههای طنز در رسالهٔ معایب الرجال اشاره میکند.