لغت نامه دهخدا
شهره بند. [ ش ُ رَ / رِ ب َ ] ( ص مرکب ) نامدار و مشهور و معروف. || مشهور در نیکنامی. || کم عمق و سطحی. ( ناظم الاطباء ).
شهره بند. [ ش ُ رَ / رِ ب َ ] ( ص مرکب ) نامدار و مشهور و معروف. || مشهور در نیکنامی. || کم عمق و سطحی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهره مرغی به شهر بند قفس قفس آبنوس لیل و نهار
💡 بدو گفت رستم که ای شهره زن چه کردی بدان بند و زندان من
💡 به هوای تو شدم شهرهٔ شهر اینت شگفت نه چو من شهره شود هرکو در بند هواست