شش تره

لغت نامه دهخدا

ششتره. [ ش َ / ش ِ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) روناس. ( ناظم الاطباء ). روناس که بدان چیزها سرخ کنند. ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). شُطَیبَة گیاهی است که در علاج نواصیر بکار است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روناس شود.

فرهنگ فارسی

روناس.

جمله سازی با شش تره

💡 تعدادی از دستفروشان میدان میوه و تره بار در ۲۳ اردیبهشت در اعتراض به ممنوع شدن کارشان توسط شهرداری که منجر به بیکاری آنها شده است، تجمع اعتراضی برپا کردند.

💡 به دستور امام به او تره دادند، خون او بند آمد و بيماريش بهبود يافت.

💡 از اين پس تنها نان براى او بفرستيد تا نان و تره به دهانش خوش آيد.(46)

💡 سرسبز و خوش هر تره‌ای نعره‌زنان هر ذره‌ای کالصبر مفتاح الفرج و الشکر مفتاح الرضا

💡 قَراشِل تره دایمْ به سونِ باد بو! وته دشمن ره شمشیرِ تِهْ به یاد بو!